بگذار کمی آدمانه فکر کنم...
کمی بیشتر.....
و همچنین کمی نیز همینطور...........
قبول دارم که بچه ام...آری بچه ام،نه بزرگ نیستم...یعنی هنوز بقدر کافی بزرگ نیستم.هنوز سوءاستفاده را یاد نگرفته ام.هنوز خیانت را کامل بلد نیستم.آری بچه ام،نه بزرگ نیستم...بزرگ نیستم که بتوانم خواسته های هر روزه ام را با بهانه های کوچک توجیه کنم.هنوز بقدری بزرگ نیستم که بتوانم طوری پیش بروم که فقط خودم لذت ببرم،خودم ارضا شوم و خودم خوش باشم.آری بچه ام،نه بزرگ نیستم...برای بزرگ بودن خیلی چیزها باید فرابگیرم،پنهانکاری،محافظه کاری(ببخشید واقع بینی)خودخواهی...آری بچه ام،نه بزرگ نیستم... بچه ام که نمی توانم خودم را با دلیل های بی دلیل قانع کنم.بچه ام که نمی توانم فراموشکار باشم. بچه ام که به راحتی فکر نمی کنم،از رفتن،از خطر کردن نمی ترسم.آری بچه ام،نه بزرگ نیستم...اگر بزرگ بودم با خیال آسوده راه دیگری انتخاب می کردم.باید بی احساس باشم،باید تنبل باشم،بی حوصله باشم،محصور کنم،ترسناک باشم،توجه نکنم،کم محل باشم،تحمیل کنم،زور بگویم،فریاد بزنم،تا میتوانم ادعا کنم،رنگی حرف بزنم،زهر باشم،زهرمار باشم...تا بزرگ شوم،تا گنده شوم،تا آدم شوم،به خوبی تو،به بزرگی تو،تا مقبول شوم،تا دنیا دیده شوم،قابل اعتماد شوم،قابل تکیه شوم،تا کوفت شوم،مرض باشم...آری بچه ام،نه بزرگ نیستم...
"رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن
ترک من خراب شبگرد مبتلا کن
مائیم و موج سودا شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن
از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی
بگزین ره سلامت ترک ره بلا کن "
ـ حضرت مولانا ـ متن کامل